نوشته ای که حسین درخشان را به فاک داد .







به هودر ورسیون 4.0 خوش آمدید


بدین‌وسیله اعلام می‌کنم که این‌جانب حسین درخشان در یک سال اخیر از ورسیون 3.5 به ورسیون 4.0 ارتقا پیدا کرده‌ام. این ارتقا عمدتا در قسمت مغز و دقیق‌تر بگویم قسمت Intellect (اگر نمی‌دانید چیست، احتمالا نداریدش) و در اثر سفر، معاشرت‌های تازه، و خواندن رخ داده است.

شرح مفصل‌اش را پس از تولد ۳۲ سالگی‌ام که ۱۷ دی یا ۷ ژانویه خواهد بود، می‌نویسم. ولی بد نمی‌دانم مزخرفاتی را که آدم‌های عقب‌افتاده این روزها با دیدن این ارتقا می‌گویند به شدت رد کنم.

- من یا خانواده‌ام توسط هیچ کسی تهدید نشده‌ایم.
- هیچ خیال رفتن به ایران را ندارم.
- در نگرش شخصی من به مذهب و آدم‌های مذهبی هیچ تغییری ایجاد نشده است. با اینکه می‌توانم آدم‌هایی را که به خدا و پیغمبر اعتقاد دارند درک کنم، ولی این جور اعتقادات را نشانه‌ی ضعف دارندگان آنها در در فکر و استدلال می‌دانم.
- هنوز هم هیچ‌جا خانه ندارم و هیچ‌جا اجاره خانه نمی‌دهم.
- از هیچ جا دیگر بطور ثابت حقوق نمی‌گیرم و با توجه به مسایل پیش‌آمده با «روز» که تنها منبع ثابت درآمدم بود، بقول خودمان دیگر کونم پاره است. هرچند پول‌هایی که این مدت سر مشاوره‌ی فنی به رادیوفردا و نوشتن برای این ور و آن ور درآورده‌ام را پس‌انداز کرده‌ام و وقتی هم که پول «روز» را بگیرم و کار «رادیو زمانه» را هم تمام کنم و پولش را بگیرم، فعلا با توجه به خرج کمی که دارم، تا چند ماه کفافم را می‌دهد. بعدش هم بالاخره یک گهی می‌خورم. در نتیجه آزاد آزاد آزادم.
- هنوز هم با هیچکسی رابطه‌ی رومانتیک مونوگومیک ندارم و با هر کس که دلش و دلم بخواهد، می‌خوابم و بقول بچه‌ها حالش را هم می‌برم، چشم حسودهای جقی هم کور شود که نمی‌توانند ببیند. (البته راستش را بگویم، ممکن است به زودی در این وضعیتم تغییراتی ایجاد شود و وارد یک رابطه‌ی رمانتیک مونوگومیک شوم. فعلا چند میلیمتر با آن فاصله دارم.)
- هنوز هم کله‌شقم و زیر بار حرف زور یا تعارف و توجیه مزخرف نمی‌روم.
- هنوز هم جرات دارم به خامنه‌ای فحش بدهم. باور نمی‌کنید بفرمایید: خامنه‌ای جاکش است. خامنه‌ای ديوث است. خامنه‌ای خر است. خامنه‌ای هیچ گهی نیست. ببینم کسانی که می‌گویند فلانی اطلاعاتی است تخم دارند اصلا اسم خامنه‌ای را این جوری بیاورند یا نه. فحش طلبشان.
- فحش دادن به بوش که کاری ندارد و اصلا نیازی به پز دادن هم ندارد. فعلا هم که دهانش سر این انتخابات جدید گاییده شده است و اصلا طفلکی زدن ندارد.
- هنوز هم فکر می‌کنم آدم‌های عقب‌افتاده‌ای که با دیدن عکس یا شنیدن نام «کیر» و «کس» و «خایه» و «کون» و افعال «گاییدن»، «سپوختن»، «گوزیدن»، «ریدن»، «دادن»، «کردن» و کلا هر چیزی که به توی شورت‌شان ربط دارد از عصبانیت یا خجالت غش می‌کنند، بهتر است بروند دکتر و از او بخواهند که از شر این اعضا خلاصشان کند. (البته مسوولیت عواقب دردناکش در توالت با خودشان است.)
- من حدود یک سال است شروع کرده‌ام به سیگار کشیدن. روزی دو، سه نخ البته. حالش را هم می‌برم، خیلی زیاد. هرکس حال نمی‌کند برود کالیفرنیا.
- از فرهنگ انگلوساکسون دیگر اصلا خوشم نمی‌آید و به زودی شروع می‌کنم به دست و حسابی یاد گرفتن یک زبان دیگر تا از شر عواقب این فرهنگ جواد و مزخرف انگلوساکسون خلاص شوم. به احتمال زیاد اسپانیایی و شاید هم فرانسه.
- شدیدا می‌‌خواهم بروم کوبا و ونزوئلا را ببینم. بخصوص کوبا را تا قبل از اینکه فیدل عزیزم بمیرد.
- از حدود پارسال خمینی را هم یک قهرمان تاریخی می‌دانم که فعلا آدم‌های عقب‌افتاده شعور فهمیدنش را ندارند. سی، چهل سال دیگر که شد قهرمان همه‌ی آدم‌های پش‌رفته‌ی دیگر می‌فهمید.
- هنوز هم پروژه‌ی دوستی ملت ایران و اسراییل را دنبال می‌کنم و هر کاری از دستم برآید برای آن می‌کنم. دفعه‌ی بعد هم که رفتم اسراییل حتما به دو، سه تا دختر و پسر تل‌آویوی فحش‌های آبدار فارسی یاد می‌دهم و ویدیویش را هم می‌گیرم و می‌گذارم روی اینترنت. هرکس حال نمی‌کند برود و خودش را دار بزند.
- هنوز هم عقیده دارم ایران، و حتی همین جمهوری اسلامی، باید و باید برای دفاع از خودش بمب اتمی درست کند. به همین اندازه هم با درست کردن رآکتور اتمی برای تامین انرژی به‌خاطر خطرهای محیط‌زیستی‌اش مخالفم.
- هنوز هم از اصلاح‌طلبی در ایران دفاع می‌کنم و چاکر خاتمی و تاجزاده و مشارکت هم هستم و هر جور بتوانم به‌شان کمک می‌کنم.
- هنوز هم در نهایت در سی، چهل سال آينده به نظرم قانون اساسی ایران باید طوری عوض شود که دیگر مذهب به عنوان منبع قوانین جزایی و مدنی و غیره مطرح نباشد. ولایت فقیه در نهایت یا از بین برود یا تبدیل به یک شکل سمبولیک بدون قدرت تبدیل شود. سپاه پاسداران و آخوندهای شورای نگهبان هم باید در نهایت حذف شوند و تلویزیون و قوه‌ی قضاییه هم برود زیر نظر مستقیم مجلس یا رییس‌جمهور.
- هنوز هم با براندازی، حتی به شکل نرمش مخالفم و هر جور کمک و زمینه‌سازی فکری یا عملی به آن را غیراخلاقی و خیانت می‌دانم.
- هنوز هم با تحریم انتخابات در ایران مخالفم و آن را کمک عملی به براندازی نرم می‌دانم و حاضرم با طرفدارانش آن‌قدر بحث کنم که از گرسنگی غش کنم و کنند.
- هنوز هم با اکبر گنجی و شیرین عبادی و رامین جهانبگلو و تحکیم وحدت مخالفم و رفتارشان را به نفع براندازی نرم می‌دانم و سرکوب قانونی‌شان را با رعایت کامل حقوق‌شان حق جمهوری اسلامی می‌دانم.
- هنوز هم با افتخار تمام خودم را مدافع حقوق مساوی زنان با مردان، و همجنس‌گراها با غیرهمچنس‌گراها می‌دانم و هر کس جوک ضد زن یا ضد گی بگوید، حالش را با رعایت کامل حقوق بشر می‌گیرم.
- هنوز هم هفته‌ای یک‌بار ریشم را می‌زنم، تنها یک شلوار جین آبی دارم، یک کفش کتانی و یک کفش زمستانی.

فکر کنم دیگر بس باشد. فعلا تا برنامه‌ی بعد (یعنی پست بعدی همین وبلاگ) خداحافظ همه‌ی شما.




نظرات ديگران

ویلسون می‌نویسد:

میگه حسین تو همون لاشی هستی که بودی هنوزم کثیف دودی بدجورم اسیر پولی کاش یه شب میخوابیدی رو حصیر چوبی تا میفهمیدی زندگی یعنی چی آخه بدبخت فکر کردی هستی کی اصلا نیفتادی تو مسیر خوبی یه روز مهندسی یه روز دیگه بسیجی نفهمیدیم مسلمونی یا که مسیحی اینقدر نکن نصیحت بابا میشم اذیت، بعدش با این وضعیت، یه چیزی میگم نمونه واست شخصیت دفه بعد اگه بگی کوس و شعر شلوارت میاد پایین میدم تو رو جر برو که گردنم کلفته قورتت میدم چاقال آخه درسته

گوز می‌نویسد:

مطلبت جالب بود!البته بخش هایی از ان کمی تا قسمتی بی ادبیات!بود!

حمید می‌نویسد:

ای وای به احوال جماعت وبلاگ نویس که مثلا تو بنیان گذارشی...آقا پسر..کسشر گفتن و فحش به این و اون دادن نه نشانه ی باحالی نه با خایه بودن... ببینم تو توی ایرانش هم جرات داری این حرف رو به خامنه ای بزنی؟ یا یه چیزی..اصلا جرات داری پات رو بزاری ایران؟ حرفات رو که خوندم یاد این افتادم : شهر که شلوغ بشه..قورباغه هم بله!

رویا می‌نویسد:

با این وصف نیاز فوری به مراجعه به روانپزشک داری. مخصوصا اونجاش که خمینی رو قهرمان می دونی. خدا شفات بده. اما در کل خیلی قاتی تر از اونی که بشه تصورش کرد. بیچاره!

مهدی می‌نویسد:

ابرومونو بردی , از بس هی اینور اونور داد زدی خودتو هی پدر وبلاگ نویسی معرفی کردی اونوقت بلد نیستی بنویسی ورژن و مینویسی : « ورسیون »

واقعا که ...هه هه هه

سیامک فرید می‌نویسد:

میگم حالا که سیگار میکشی یواش یواش سینما هم برو.این همه عمریدی و هنوز نفهمدی که فحش دادن به خامنه ای نه تنها دل و جرعت نمی خواد بلکه بیشتر سید علی رو حشری می کنه و حال بهش میده.وقتی میگن توهین به رهبری جرم محسوب میشه احمق جون منظورشون فحش نیست.اینقدر سخته که بفهمی فحش با توهین فرق داره؟مثل اینکه این ورسیون جدیدت حفره های زیادی داره و بهت انداختن.

حسن می‌نویسد:

چون خیلی خودتی دوستت دارم دیگران هم میتوانند تو باشند اما خودشان نیستند.اما من از اینکه تو نیستم خودم هستم.

يک الاغ فهميده می‌نویسد:

چرا کامنت منو پاک کردی، در آنجا که نوشتم مانيفست يک گوز. ديدی واقعا گوز هستی، بشين و در تنهايی به حال يک گوز سانسور چی ولايت گريه کن.

آرش می‌نویسد:

آدمایی که چیزهای زیادی دارند که قبول نداشته باشم، ولی دوستشون دارم :)

sisi می‌نویسد:

Good, keep continue

علي می‌نویسد:

با سلام حسين اقا برات خيلي خيلي متاسفم يك جمله از بزرگان مي آورم شايد قبل از خودكشي انساني اين جمله برايت مفيد افتد///افراد متكبر هرگز نبايد انتظار ذكر خير از سوى مردم داشته باشند و نه افراد نيرنگ باز انتظار كثرت دوستان ، و نه افراد بى ادب انتظار شرف و آبرو//با آرزوي بهبودي عاجل براي دوستي كه هميشه دوستش داشتم و به اميد روزي كه حسين گل را دوباره با سلامت در صحنه وسيع مجازي زيارت كنم علي

ابوالبشر می‌نویسد:

من حال کردم با کاراکترت. ولی عزیزم این خیلی عادیه. آدم در حدود 30 سالگی یک کم محافظه کار میشه. متوسط سن مردم ایران هم به امید خدا از 15 سال یک کم بالاتر بره کارها درست میشه. فقط یک احساس مدرسه نیکانی داری که باید برای تمام کارهات فلسفه داشته باشی یک ، و دوم اینکه مانیفست صادر کنی. این یک قلم یعنی ادبیات مانیفستی را ج.ا. با شیر مادر به خوردمان داده و چاره نداریم. مشکل همه مان است. به مسلمان و کافر و انقلابی و ضد انقلابی هم کار ندارد. اما در مقابل این حرفها یک نکته به نظر من مهم و خوب این است هدفت فقط جلب محبوبیت نیست. به هر حال هر آدمی که یک ذره از خودش نظر مستقل داشته باشد را مردم دوست ندارند. مخصوصاً که هم زنباره باشد هم غلامباره. ولی خدایی با همین سرعت اگر محافظه کار بشی در 50 سالگی که اسافل اعضا هم تعطیل باشند یک عابد زاهد با تقوایی ازت در میاد.

شیوا می‌نویسد:

سلام عزیزم . شنیدی میگن : ترک اگر لقمان شود باز هم کلااس ااول است ؟ حکاایت خودته . سر و ته یه کرباسی پس اینقدر خودتو Upgrade نکن . سیگار بکشی یا دست به چیز بشی یا هر چی , بازم همونی بودی که بودی :)

چالنبر می‌نویسد:

چرا کامنت پیام مالیت رو بستی؟ می خواستم بگم کون لق ات با این مشکل مالیت. گوز

کوروش می‌نویسد:

هدر جان از اون موقع که ستون و صفحه کامپیوتر جامعه رو مینوشتی و اون موقع که سر جمع 20-30 تا وبلاگ فارسی بود نوشته هات رو میخوندم ... البته چون خیلی اهل سیاست نبودم و نیستم همیشه با قسمتهای کامپیوتریش بیشتر حال میکردم. به هر صورت ورژنت خیلی وقته عوض شده بود ...شاید فقط خودت نگفته بودی ... موفق باشی (:

Mohsen می‌نویسد:

I love to see when someone like you ruin himself easily. This is a border line between an intellectual person and a foolish like you. you don't know what you did to yourself, let's wait a while.

Rasoul Namazi می‌نویسد:

آقای درخشان عزیز من خواننده مرتب وبلاگ شما نیستم. البته دلیل خاصی هم ندارد. کم اتفاق می افتد که وبلاگی را مرتب دنبال کنم. اما امروز واقعا از مطلبی که نوشتید جا خوردم. کلمات نامناسب به وفور در مطلب شما بچشم می خورد. بعد هم توجیه کرده بودید که هیچ اشکالی ندارد. اما فکر می کنم به هر صورت چیزهایی مثل ادب اجتماعی وجود دارد که جلوی استفاده از همچین کلماتی را می گیرد. البته انتخاب با خود شماست. شما می توانید این کلمات را استفاده کنید اما نباید انتظار داشته باشید خواننده این عمل شما را اخلاقی تعبیر کند. حال اگر به اخلاق هم که پایبند نیستید که دیگر اصلا بحثی نیست. بقول ارسطو کسی که به اخلاق اعتقاد ندارد را با هیچ چیز نمی توان به اخلاق دعوت کرد. اما در مورد اشاره شما به دین و مذهب و رابطه آن با تعقل و استدلال. من به شخصه انسان مذهبی نیستم. اما بد نیست حال که به استدلال و عقل استناد می کنید به بحثهایی که در مورد عقلانیت و اعتقاد دینی وجود دارد مراجعه کنید. اصولا کسانی مثل ویتگنشتاین و اشتراوس معتقد هستند که اعتقادات بنیادی اصلا با استدلال بدست نمی آیند و از راه استدلال هم قابل رد نیستند. بنابراین فکر نمی کنم بین دین و عقل هیچ تضاد واقعی وجود داشته باشد. این یک انتخاب است که استدلال پذیر هم نیست و به عقلانیت هم هیچ ارتباطی ندارد. موفق باشید

اردشیر دولت می‌نویسد:

تو نمونه ای بسیار خوبی از ایرانیانی هستی که تخمی تخمی و شانسی به شهرتی رسیدهاند و با پرت و پلا گفتن خواهر مادر ایران و ایرانیو گائئده اند. خاک بر سر اون ایرانیی که از تو و افکار خرتو خری تو الگو بگیره.

narguess می‌نویسد:

كاملا مي توانم بفهمم كه بالاخره تمام شر و ورهائ دوستان وبلاگ نوئس خستت كرده!

Ebi می‌نویسد:

Go Hossein go! It's good to be different :)

هود می‌نویسد:

می دونی از چیت خوشم میاد. از رک بودنت. و از اینکه حتی با خودتم تعارف نداری. و بر خلاف خیلی از ما ها اون جوری زندگی می کنی که فکر می کنی درسته. دمتگرم

جان می‌نویسد:

اوسا شما که هوای زنا و گیا رو دارید نیاید به جقیای بدبخت فحش میدادی.

zani az swed می‌نویسد:

تزریق ادرنالین بود برهنه بودن حرفات. ''اگه دلم بخواد و دلش بخواد'' ...حتی ادم میتونست فکر کنه شاید یه چیز خوبی باشی تو رختخواب.. بلا خره یکی پیدا شد که جرات داشته باشه خودش باشه.. زنی از سوئد

amir می‌نویسد:

Dude, As a longtime reader of your blog, I must say I missed your technological post, if you review your blog it is very political in recent years, dont forget along with dirty politics we need a little bit of fun and technology!. Keep up the good work!

کمال می‌نویسد:

احمدی نژاد تورانتو هم رو شد. کس شعر گفتن فقط هنر رئیس جمهور ما نیست غرب رفته ها و سفر کرده های ما هم به سیم آخر میزنند. یه چیزی که متوجه نشدی این بود که هم سک زدن مردم برای آوردن تو به این مرحله بود....که خودت بشاشی به خودت.

اصغر اقا می‌نویسد:

شرمنده ها! ولی تو هیچ کدوم از ورسیون هات یه گٌُهی نبودی!

binam می‌نویسد:

I think you really think you are somebody.Do you you know whats the name of people like you? Political bitches or be farsi jendehaye siyasi Except for talking about Web loges in Iran what else did ever any body wanted you to talk about? A fan of homosexuals who is pro Islamic republic of khamenei.you think any body can ever put this subjects 2gather . you are just silly

سرندیپ می‌نویسد:

پستت باحال بود ایول، بیشتر از پستت از خوندن کامنتهای ملت حال میکنم. عجب شهرفرنگی راه انداختی ها! بگذریم، اول که تیتر پست رو دیدم گفتم حتما یه دستی به سروگوش این وبلاگ درب و داغون کشیدی، بابا این چه کدیه آخه؟ به هیچ استانداردی مستقیم نیست! ورسیون این رو آپدیت کن بالام جان

خُسن آقا می‌نویسد:

راستی راستی داره دلم برات می‌سوزه! همزمان دارم نا امید می‌شم! گویا آخوندها بلایی سر اون مملکت آورده‌اند که جوانانش مثل تو قاراش میش فکر کنند. هر چی گشتم توی این نوشته تو یک هم گنی و انسجامی پیدا کنم نتونستم. کل مطلب لبریز است از ضد و نقیض گویی و پریشان گویی.

یادایی می‌نویسد:

هودر جان این بچه بازیهات هم از سرت می پره. برعکس اونی که فکر می کنی این که جوجه مذهبی هایی که مخشون یه کم باز می شه بشن جوجه چپی چس کمونیست چیز خیلی یونیک و فوق العاده ای نیست جگر. حالا مونده تا آدم بشی. این مشکل همه بچه هایی که تو خونواده مذهبی بابا و ننه شون ار بچکی تو مخشون ریدن. تو هم بزرگ می شی. نگران نباش.

Majid می‌نویسد:

The problem is not your opinion or your politeness. The problem is that you seem to become more and more intolerant against people with other opinions. Khomeini was and Khamanai is a simple minded ignorants. How can you understand them

وحيد می‌نویسد:

چند ساله به وبلاگت سر ميزنم. با جرات ميتونم بگم اين بهترين پستت بود. هميشه شاد باشي

Saman می‌نویسد:

حسین خان ...میدونی که بارها ازت پشتیبانی کردم و انتقاد هم زیاد کردم اما توجه کن باین مطلبم لپ کلام بگویم ...اینکه کمی لاتی و نیک اهنگ نیست بقول بچگی محلها !!!تو ازون تخس هاییکه برای کتک زدن بچه محلهای دیگر ان جلو با کاپشن و پیرهن در اورده بلند بلند گام میزنی اما نیک اهنگ ان اخرا شاید اصلا جیم هم بشه که ایشون زرنگه و تو نیستی فکر میکنی نصف این کامنتها که کیفور !!شدند برای چیه !فقط تو ایران بتونند فحش خواهر و مادر یا مثل گنجی ادیبانه بگه کشیدن کله گنده ها و راس حکومتی ها باشند و بدادگاه هم نروند ( این خان که اول نوشتم همان خر ٬ احمق ٬ نفهم سه توصیه من بود البته این بار ) موفق باشید

سولماز می‌نویسد:

براي اولين بار از وبلاگت خيلي خوشم اومد.البته بقه اين دليل كه با اكثزيت قريب به اتفاق نظراتت كاملا موافقم

shabkonenanat می‌نویسد:

Fuck you.

آرشام می‌نویسد:

مدتها بود اينطوري با نوشته هات حال نكرده بودم! دمت گرم. راستي در مورد تأثير وجود «همسر» در شخصيت هودر بنويس. مشخصاً هودر «زن دار» خيلي محافظه كار تر و پاستوريزه نماتر از هودر فعليه. نه؟؟

sooski می‌نویسد:

Btw, you totally forgot to mention that ugly green zipped sweater of yours! ;-)

میرزا می‌نویسد:

این روزها حمایت و حتی موافقت با تو خودکشی سیاسی محسوب می شود ولی چه می شود کرد که طبق معمول همیشه اکیدا با فرمایشاتت وحدت می کنم.

یه شورشی می‌نویسد:

قبل از هر چیزی فکر کنم، احتیاج به یه وان آب سرد داری بری توش بشینی بعد که کمی آمپرت اومد پائین بشینی یه بار مطلبتو ادیت کنی ببینی چی ازش در می آد بلکه من خواننده هم بتونم برات کامنتی مناسب بگذارم. این متنی که تو نوشتی رفیق من، من نوعی رو یاد بیانیه های مریم رجوی می اندازه اگر بخواد برای قبل از بازداشت چیزی بنویسه . لطف کن بازنویسی کن، خوشحال می شم. در ضمن من فکر می کنم هر چی کمتر مسائل شخصی مربوط به دیگران رو کمتر تو مطالبت درج کنی( نه اینکه دشمن تراشی می کنی ، نه ) این که به دیگران هم اجازه ندی تا وارد حریم شخصی تو یا امثال آن بشند. اسلامی گری بد، اما به عنوان یه روشنفکر به عقاید دیگرانی احترام بگذار که نا خواسته و در طی قرن ها درگیر این تفکر شدند، و به زمانی طولانی لازم دارند تا از این مبحث خارج بشند یا به تعدیل برسند؛ شاید این حرف به مذاق خیلی ها خوش نیاد اما انقلاب اسلامی و روند سالهای بعد از انقلاب در روند تکاملی ما ایرانیان در مورد ذهنیت دینی تاثیر شگرفی داشته که شاید به نوعی یه جهش باشه که در کشورهای دیگر درگیر شاید به دهها سال زمان نیاز باشد تا به این حد برسند، با این قضیه که تاوان سنگینی دادیم تا به اینجا رسیدیم هم باید اشاره کرد، که دوستان شمشیر برام نکشند.

یه شورشی

نامیرا می‌نویسد:

سلام دکتر! تناقض تو حرفات کم نبود اما چون حرف خودته حق داری هر چی دوست داری بگی! بهت نمیاد اطلاعاتی باشی!(شرمنده) از نوع تفکرت بدم نیومد اما میشه مخالف بود و توهین نکرد!همونطور که شما خوشت نمیاد!! از همه اینا مهمتر یه سری به نازلی بزن و یه کامنت براش بزار چون مخالفات دهنش رو گاییدن! تنهاش نذار! هر کجا هستی خوش باشی حسین آقا به امید روزی که برگردی ایران و اینجا هم خوش باشی!

احسان می‌نویسد:

حرف مفت زدن رو نباید با رک بودن اشتباه گرفت.

امیر می‌نویسد:

تو عصبانی هستی. نظراتت همونه که قبلا نوشتی و همه خوندن. فقط چند تا فحش اضافه داره. مثل حرفها، گزارشها و مصاحبه های تلویزیون های سیاسی اپوزیسیون. بستن روز اشتباه بود. حتی از دیدگاه نحوه نون خوردن تو. همین. و تو عصبانی هستی. انقلابی، برافروخته و مانیفست سرا... اینا خوبه؟

محسن کرمی می‌نویسد:

بدبخت، چرا جاده خاکی میزنی... وزارت اطلاعات به تو و خود فروخته های امثال تو کلی پول میده که واسه گمراه کردن ملت حتی به خامنه ای هم فحش بدن به شرطی که هر کسی که جلو افتاد (مانند گنجی و شاهزاده رضا پهلوی و...) رو بکوبین و باعث فتنه و جدایی ملت ازشون بشین. ورژن چهارت هم گوزیده... در ضمن کون لیسی شاهرودی هم جا انداختی که خواستم یادآوریت کرده باشم...

Khodadad می‌نویسد:

I am just wondering why only a half grade upgrade. And also, what and when were the upgrades to 1 and 2 and 3?

Anyway, I always liked you, but be more "baa marefat"

rouh می‌نویسد:

به افكار و عقايدت فقط احترام مي ذارم، فقط. در ضمن، آقاي از خود مچكر حق نداري با بيان نظرات شخصي خودت به ديگران اهانت كني.

علي می‌نویسد:

از اينكه ورژنت رو ارتقا دادي خوشحالم ولي بازهم خيلي پائين است دليلش :مبحثي در علوم است در مورد سيستمها: سيستمهاي بسته غير قابل تغيير هستند ودر صورت تغيير جزئي اجزايش ازهم متلاشي ميشوند(شوروي) نظامهاي ديني همگي جزو سيستمهاي بسته هستند وغير قابل تغيير( ولي فقيه يك مقام تشريفاتي شود ويا فانون اساسي تغيير وشوراي نگهبان....) علت تحريم انتحابات هم همين است

soosk e sabz می‌نویسد:

All you said were "yets" . I mean about your last version right? By the begining of the post I was expecting to read about "new you" ;I guess the topic of the post should be changed. Good luck man.

Arash می‌نویسد:

This was one of your best posts! Although I dont agree with all..bande khamenehi and kir o koon o kos .. mahshahr bood... sorry for fingilisi

احسان می‌نویسد:

حسین جان، عالی بود... شاید مدتها بود که اینقدر از خوندن مطالبت لذت نبرده بودم. اینبار انگار واقعا همه ی حرفهات به دل همه نشست. اینو نوشتم که بدونی با وجود داشتن کلی دشمن که حتی چشم دیدنت رو هم ندارن و دارن هر کاری میکنن که این حسادت رو از چشماشون بدن بیرون، خیلی خیلی زیاد طرفدار داری. طرفداریی که شاید اگه اون دوستان حسود بخوان بشینن بشمارنش، متوجه میشن که کاملا در اشتباهن. من همیشه باهات حال کردم، کارت درسته، چون میدونی چی میخوای و میدونی دنبال چی هستی و اینقدر هم پشتکار و جسارت داری که همه جوره هدفهات رو پی میگیری. هر جا هستی و هر کاری میکنی و هر ورژنی هم که داری، شاد و موفق و با انرژی باشی.

Omid می‌نویسد:

۱- هنوز هم خیلی دیونه ای. ۲- هنوز هم سرت به کونت اسپک میزنه. ۳- هنوز هم چرند و پرند مینویسی. ۴- هنوز هم احتمالا سر و کارت با ملاها یکیه. ۵- هنوز هم کلا موجود جالبی هستی.

Nima می‌نویسد:

I like the new version, it's cool, you're one step closer to madness! Learn French, BTW, it opens another door to the Western culture, one that is in some ways superior, because it's more open and honest than the Anglo culture

Nima می‌نویسد:

حسين جون تو که اينقدر هنوز هنوز کردي هنوز کيرت سر جاشه؟ آخه يه جوري عصبي به نظر ميرسي

علی می‌نویسد:

حسین درخشان اگر همین یک خصوصیت را داشت که مردانگی ابراز آزاد عقیده اش را دارد ولو اینکه در تضاد با باورهای غالب جامعه باشد سزاوار بزرگداشت است.

د.د. می‌نویسد:

ٌُچی چی رو ثابت کردی حالا؟

نادر می‌نویسد:

حسین عزیز باز هم که کلی تناقض داشتی. دیدی حق با من بود؟ این ورژن چهارتم هنوز بتاست. تا نسخه اصلیش بازار بیاد کلی طول می کشه. احتمالا 5 سال! بهتره تو این فاصله کمی به خودت فکر کنی!

محمد می‌نویسد:

ببین هودر، خیلی ها مثل تو (و من) که از گذشته ای مثل مدرسه ی نیکان (یا شبیه اون) مییایم در یک دوره ی زندگی (مثلا همین حالا) اظهار به سانسور نکردن خود (مثل گفتن لغاط جنسی به نحوی که تو میگی) خیلی لذت بخشه و احساس رهایی یا نوعی رشد به آدم میده. فقط خاستم بگم همینکه به جای واژه ی فارسی، واضح، و زیبای "عشقی" میگی "رومانتیک" این معنیش اینکه که تو در لایه های مهم تر (از لایه های مربوط به داخل شرت) هنوز به خود سانسوری مبتلا هستی.

هوشنگ می‌نویسد:

به سرویس پک نیاز داری. چون پروسه را با پروژه قاطی می‌کنی. این یک. دو دیگر اینکه آدمی که تا این سن و سال سیگار نکشیده دیگر نیاز ندارد سیگار بکشد. یکی دو پک زدن در این یا آن جمع دوستانه چیز دیگری است و سیگار خریدن در این سن و سال چیز دیگر. یعنی اینکه ممکن است با سرویس پک هم کارت درست نشود و پس از بازگشت از کوبا کارت به ورسیون تازه بکشد.

It's not hard to find out می‌نویسد:

Let's hope that you dare to post this blog in the english vesion of your blogs. People who would consider you as a jury {your recent mission to Berlin }would really like to see your true face. Trashes like you are more dangerous to our cultures than the like of Khmenei .

آرش می‌نویسد:

خیلی دمت گرم حسین. حال کردم.

بابك می‌نویسد:

آفرين، بايد هم هر طوري كه دوست داري و مي‌پسندي زندگي كني و اعتقادات خودت را داشته باشي. فقط تا صد سال آينده از اكثريت هموطنان عزيز انتظار درك و احترام گذاشتن به اين حق را نداشته باش (:

Mr. Blues می‌نویسد:

People accuse you of having secret relation with Islamic government and you insult Khameneee in order to prove otherwise? ... Don't try to prove the judgment is wrong because what matters is who judges first, they judged you first so you lost the game. As simple as that! This is Iranian Mentality.

همسايه می‌نویسد:

عزيزم ورژن جديدت خيلی هم باحال است اما چجوری می خواهی قانون اساسی را عوض کنی بدون براندازی لطيف؟ اصلاً براندازی لطيف و زبر چه فرقی می کنه؟ براندازی زبر مثل عراق می مونه که يک سری آدم کنترل گر ورداشته شدند و يک سری آدم از همه جا بی خبر اومدن سر کار که هيچگونه توانائی برقراری امنيت را ندارند ولی اين فرق می کند با براندازی نرم که انتظار ملت از خاتمی بود و به گفته خيلی از نزديکان وی هم او نتوانست حتی قابل قبولترين اقدامات را (با توجه به شرايط روز) به نفع رای دهندگان و ملت انجام دهد. ديگر آنکه شايد تحريم خوب باشد يا بد باشد. اما می دانيم که انتخاب احمدی نژاد بخاطر تحريم انتخابات بود. اگر آن تعدادی که تحريم کرده بودند شرکت کرده بودند مسلماً اصلاح طلبها انتخاب می شدند. اما چرا مردم نخواستند اصلاح طلبان را انتخاب کنند؟ جواب اين سوال هر چه باشد بايد به رای ندادن اين جمعيت (حتی اگر غلط باشد) احترام گذاشت همانطور که به رای دادن اکثريت حتی اگر غلط باشد هم بايد احترام گذاشت. اين تفکر که شاه آدم بدی بود و بايد می رفت و اصلاح ناپذير بود و خمينی حضرت ابراهيم بت شکن بود يک کمی می لنگه!!! خمينی چی چی آورد. جمهوری اسلامی هر وجه مثبتی هم داره مربوط به کسانی است که چه اول انقلاب چه الان خارج از دايره "حکومت اسلامی" می انديشيدند و می انديشند. تو اگر با ولايت فقيه مخالفی پس چه چيزی در خمينی ديدی که عاشقش شدی؟ تکنه او هم مثل تو بی رگ بود؟ يک سال است سيگاری شدی! از زمانی که زنت را از دست دادی. زن زيبا رو و بسازی که چندين سال با همه کله پوکيهات ساخت و دم نزد. اشکال از گيرنده است، به فرستنده های خود دست نزنيد!!

s می‌نویسد:

فکر کنم هنوز «ورژن بتا» ت باگ داره عمو؛ حالا کو تا 4!!!

fakhteh می‌نویسد:

اقا یک بود...

parisa می‌نویسد:

My opinion about you as Hoder (i dont want to judge your personality(hossein derakhshan) as it's not my or anybody's falking business what the hell you do) still hasnt changed you can be a great journalist but pleezz pleezz pleezzzzzzzzzzz dont give political comments. whenever you say somthing about politic ' vaghean mirini

تکین می‌نویسد:

پست خوبی بود . با وجود این که با چند تا از بند هاش مخالفم خیلی رک و راست و شجاعانه نوشتی. خود من هم وقتی جوش می آورم به مخالفانم هر دری وری می گم در نتیجه می تونم درک کنم این رفتارت رو. خوبه ولی همیشه در مباحثه رو با کسانی که هم عقیده ات نیستن باز بگذاری و می دونم که می ذاری. چاکس.

reza می‌نویسد:

حسین حسابی با مانیفست ورژن 4 حودر که خیلی روشن ، واضح و جامع است حال کردم دمت گرم هر چند که لندن ما را طلاق دادی و رفتی با بارسلونا و پاریس حال میکنی

M می‌نویسد:

ادامه پست قبلی -- هر چی فکر میکنم این بهترین پستی بود که در این چند ساله ازت خوندم - جدا میگم

M می‌نویسد:

I really like you , I am not kidding , you are great sometimes

Navid می‌نویسد:

!Take it easy

حامد می‌نویسد:

"آدم‌هایی را که به خدا و پیغمبر اعتقاد دارند درک کنم، ولی این جور اعتقادات را نشانه‌ی ضعف دارندگان آنها در در فکر و استدلال می‌دانم." خوش به حال تو که انقدر فکر و استدلال قدرتمندی!! داری، نمونه هاشو هر روز تو مطالبت می بینیم. امیدوارم این کامنت رو مثل کامنت قبلیم که ازت در مورد روزنامه شرق و اینکه چرا علیرغم ÷یش بینی و استدلال!! شما هنوز توقیفه ÷رسیده بودم سانسور نکنی در ضمن کسی جرات ندارخ به خامنه ای اینجوری فحش بده ولی هر بچه دبیرستانی ایرونی هم میدونه که مامورین وزارت اطلاعات از این امر مستثنی هستند.

sanaz می‌نویسد:

u r realy an entire KHAR

Shahram می‌نویسد:

It was funny but frustrated , with humor but angry ,will see what happens

افكار نوشت می‌نویسد:

دوست عزيز سلام: اينكه آدم هنوز جرئت داره به ديگران توهين بكنه كه هنر نيست.حرفاي يك تبعيدي و توهين به ديگران قابل توجيه است ولي تو رو تبعيد ميكنند تا بزرگ بشي ولي با اين توهينايي كه مقام معظم رهبري كردي نشون ميده كه هنوز كوچك موندي. به كوري چشم شما تبعيدي اين سرزمين تا هميشه با ولايت فقيه و مجلش شوراي نگهبان واسلام زنده خواهد بود و سپاه پاسدران و بسيج هم خواهند موند تا افرادي مثل تو رو به تبعيد بفرستن. اين انقلاب و كشور در عراق با همه كشورها جنگيد و امدادهاي غيبي و خدا به كمكش اومد تا امريكايي كه اينقدر بولف تجهيزاتش رو ميزنه توش بمونه. تو و امثال تو و گنجي ها و عباديها كه هيچن كه بخوان به يك انقلاب مخملي برسن. در مورد اسرائيل هم مطمئن باش كه يه ايراني اصلاً كشوري به نام اسرائيل را به رسميت نميشناسد كه بخواهد با آن دوستي كند و به اربابات بگو از اين يكي ديگه بگزرن.

سینا دیلی می‌نویسد:

حاجی جون ترکوندی دیگه با این پستت . پستی کاملا انقلابی بود و روشنگر تفکرات نجندان منسجمت خدا تو را به راه راست هدایت کند قبل اینکه مهر 40 سالگی بر روی پیشانی ات نقش ببندد

Baubak می‌نویسد:

حسین جان این ورژن شما هم که اینقدر ضد و نقیضه ماشااله .....

tanha می‌نویسد:

you made my day! I laughed my ass off when I read this...

fereydoon می‌نویسد:

اين دفعه که اومدی تورنتو بيا پيش خودم بهت فرانسه ياد بدم ....با اين پستت هم کلی حال کردم .

کله کدو می‌نویسد:

ایول خیلی باحال بود و مثل بقیه که مطلبو میپیچونن نبود،رک و راست

binam می‌نویسد:

it is very interesting that nobody gives a fuck about you!I think you better go to see some sherink

Alireza می‌نویسد:

Dear Hossein congratulations! one thing not to forget! what you have is fron Canada so be , shad bashi, greatful

آنتی درخشان می‌نویسد:

هنوز هم آدم نشد ه ای هنوز هم گه اضافه می خوری هنوز هم ......... در کل آدم پرمدعای گنده گوزی هستی به خاطر همین گنده گوزی ها هم کونت جوری پاره می شه که دیگه همین منبع درآمدت هم از دست می ره از ما گفتن بوده ......

Zar می‌نویسد:

I hope this is a stable version!

Roba می‌نویسد:

Sir, Mastepiece. Congratulations.

per می‌نویسد:

Hey that was kool...

حامد می‌نویسد:

ایول حسین...! باورکن این‌جور نوشته‌ها خار چشم دشمنان پر و پا قرصته! درضمن با توجه به اینکه نیک‌آهنگ داره از «علف» به‌عنوان اهرم‌فشار استفاده می‌کنه، بد نبود توی این لیست یه اشاره‌ای هم به اون می‌کردی. خوش باش و موفق

پوریا می‌نویسد:

آدم جالبی هستی با اینکه من خیلی وقتها با برخوردت در مسائل مختلف موافق نیستم . رک بودن در جامعه ایرانی سخته اما کم کم همه مجبورن نقابها رو کنار بذارن. موفق باشی

m می‌نویسد:

مانیفست هودر. اما خیلی بندهاش با اون یکی ها تناقض داشت کمی

m می‌نویسد:

I guess this one was one of your best post! I loved it! Keep being yourself, be free! m

روزبه می‌نویسد:

دمت گرم خوشم اومد. خیلی حال کردم

پژمان می‌نویسد:

یه پست بنویس ببینم چطوری میگی خمینی قهرمان تاریخی ماست؟!

asghr golabi می‌نویسد:

Its amazing that you are so stauburn! I still like you and think that its not a simple job to be differnet! But please stop the fucking discussion with nikan and co. ;)

رابطه عبادت طولانی و بلند شدن آلت



"حکایتی دیگر از اسرار اللطیفه و الکسیله "
شیخ مسیرالدین زاکانی از مراد خود چنین نقل کند :
ولی خدا و صاحب کرامات " شیخ معین الدین سامینی" بزرگ شریعت و عالم بزرگ هرات در مسجد بزرگ شهروعظ می گفت و خلق را به پاکی می خواند .بامدادان تا شبانگاهان مسجد هرات از نور" شیخ سامینی " منور بود و او جز اندک زمانی پس از ادای نماز شب و تاهنگامه ی اذان صبح در خانه نبود .
او همیشه نماز شب را به همراه مریدانش در بیرونی مسجد می خواند و آنها را می گفت اگر در ملا عام نماز میخوانیم نه از برای تزویر است , که از برای این است که خلق ببینند و شاید نور خدا در قلبشان متجلی شود .
شبی به عادت مالوف پس از نماز شام و تا هنگام نماز شب با جمعی از مریدان به مباحثه پرداخت . بحث را یکی ازمریدان در باب مقیاس دخول " آلت " مرد در" فرج " زن در هنگام رمضان به میان آورد و از آن روی که بحثیگوارا بود تا هنگامه ی نماز شب ادامه یافت و سپس شیخ شاگردان را به اتمام بحث و وضو ساختن برای نمازفراخواند و خود وضویی همچون اولیای خدا بساخت ونماز را بیاغازید .
رکعت دوم هنوز به پایان نرسیده بود که شیطان بر شیخ مستولی شد و بیادش آورد که بانوی خانه اش را ماهها ست همبستر نشده .
شیخ بانگ برآورد: " سبحان الله " ... " سبحان الله " ...و نماز را ادامه داد .
مریدان چون این احساس و شور شیخ دیدند با چشمانی اشکبار فریاد زدند : "سبحان الله ".
شیخ در دل بر خود بالید که شیطان را رانده است و زیر لب الحمدالله گفت .
رکعت دوم باز شیطان لعین بر جسم و جانش چیره شد و این بار نیز شیخ فریاد برآورد " الله اکبر ".
از صدای شیخ بسیاری خواب شبانه را رها کرده و در اطرافشان حلقه زدند و از دیدن این صفای درون و حالتنورانی عالم شهرشان به گریه افتادند .
ساعتی گذشت و دگر کسی در خانه نمانده بود و همه با فریادهای" سبحان الله" و " الله اکبر" شیخ هم صدا شدند ونعره ها زدند.
دررکعت دهم شیخ در درونش احساس آرامشی روحانی کرد و شیطان را رانده شده از خویش یافت .
سر از سجده بر داشت و عزم برخاستن کرد که ناگه شیطان رجیم , که لعنت خدا بر او باد , "فرج" زنش را درخیالش آورد ...
باز بلند تر ازقبل فریاد برآورد " سبحان الله " ... " سبحان الله ".
شیخ از جای برخاست و چون خواست کمر راست کند " کیرش " از جای خود جنبید و سر بر آسمان آورد . شیخدانست که اگر راست ایستد همه مردم جلوه ی " کیرش " را از زیر ردایش ببینند و رسوای خلق شود پس در حالی کهحالتی همچون رکوع داشت فریاد برآورد:
" اعوذ بالله" ..." سبحان الله " .... " الله اکبر " و بر بخت خود اشک فراوان ریخت ...
اما این بار شیطان بر او چیره شده بود و او را رها نمی کرد و شیخ ما همچنان بر این حالت بود و فریاد بر میآورد ...صدای نعره های مردم در اطراف شیخ بلند تر شده بود و مردمان آن شب را نورانی ترین شب همه ی اعصار میدیدند . حسی غریب شهر را در میان گرفته بود .
زمان بگذشت و شیخ دیگر تحمل نداشت ...
توان شیخ به پایان رسیده بود و این خمیدگی طولانی امانش را بریده بود پس از خستگی بر زمین افتاد و بی هوش شد ...
آن شب گذشت و تا سالها عالمان و مردان خدا آن نماز طولانی را بر مریدانشان بگفتند و عرفان شیخ را بستودند .
آن که کیرش یاد هندوستان کندانس و جن بر آب او لعنت کند
رب خالق کیر را از بهر کُسنی برای فعل شیطانی کند
کیر تو تضمین انسانیت استکز پس او جنگ و خون آتش کند
کیر خود را پاس دار ور نه توراهمچون فرهاد زخمی شیرین کند
کیر در کس چون غلاف نیزه استکیر در ید ضامن آتش کند

اندر عجایب عمامه ی آخوندها


در " اسرار اللطیفه و الکسیله " اثر استاد " ابوالحسن کسلانی " آورده شده :
"علامه میر محمد کربلایی سجر" فرزند " قربانعلی سریرآبادی " از مراد خود آیت خدا " محی الدین کشف الهی " نقل کرده است که :
روزی بانویی روستایی که همه ی روزی خود را از فروش تخم مرغ فربه ی خود بدست می آورد با حادثه ی تلخی مواجه شد .
یک هفته ی متوالی مرغ آن بانوی معززه تخمی برایش نساخت و آن بانو مستاصل برای درمان مرغ به سراغ طبیب رفت .
طبیب پس از معاینه آب پاکی را بر دستان بانو ریخت و فرمود :" این مرغ دیگر از برای تو تخمی نخواهد ساخت در پی مرغی دگر باش ."
اما بانو همه ی زندگی و حیاتش همان مرغ بی غیرت بود و بس . قوت روزانه اش را آن مرغ و تخم آن مرغ کریمه می شاخت .
او به ناچار سراغ رمال را گرفت . رمال برایش نسخه فراهم کرد و او را امید داد تا سه روز دیگر مرغت برایت تخم گذاشتن را شروع خواهد کرد .
بانو سه روز را با خوشحالی و امید به اجرای آن نسخه پرداخت اما دریغا که سه روز و بل چهار روز گذشت و مرغ بی عار و بی خاصیت ماند .
همسایگان آن بانو او را به آخوند روستا راهنمایی کردند و نصیحتش کردند که آن روحانی حتما دردت را درمان خواهد کرد .
بانوی معززه به نزد آن آخوند طویل العمر رفت و گفت :
ای روحانی تو را به خدا دردم را دوا کن . مرغکم چند روزی است تخم گذاشتن را فراموش کرده و مرا از زندگی ناامید کرده است .
آن روحانی بزرگ صاحب کرامت پس از لختی تفکر آن عمامه ی مبارکش را از سر نورانی خود برداشت و بر روی آن مرغ جمیله گذاشت .
لحظه ای نگذشت که مرغ شروع به تخم گذاشتن کرد! 
بانو با چشمانی اشکبار به آن آخوند صاحب مقام گفت :
ای آخوند بزرگوار خدا تورا عمر دهد . بسیار ممنونم . به من بگو چه کردی تا از کرامتت برای دیگران بگویم و خلق را از اعجازت آگاه کنم .
آن آخوند صاحب الکشفیات ابتدا از سخن گفتن خودداری کرد اما پس از اینکه اصرار آن بانو را دید فرمود :
همشیره در این عمامه ما آخوندها سری است که همه کس نمی دانند و آن این است که این عمامه بر سر هر کسی که رفته ماتحتش را فراخ کرده است .

اسرار اللطیفه و الکسیله




خامنه ای ! جواب گستاخی هایت را در دانشگاه خواهیم داد .



خامنه ای ! خیال کردی مردم شجاع ایران را می توانی با این جنایتهای وحشیانه ساکت کنی . نه . اشتباه میکنی این آرامش جامعه . آرامش قبل از طوفان است منتظر باش تا دانشگاه ها باز شوند آن چنان درسی بتو و سایر اراذل و اوباش طرفدارت خواهیم داد که روزی صد بار آرزو کنید کاش نطفه نجستان منعقد نشده بود و پا به این دنیا نمی گذاشتید تا مجبور باشید این اعتراضات را ببینید و بشنوید . البته بدان و آگاه باش ما دانشجویان شهرستانی منتظر قشون کشی اراذل و اوباش سرکوبگرت در درون و بیرون دانشگاه ها و خوابگاه ها هستیم و از هم اکنون خودمان را برای مبارزه ای سخت آماده میکنم پس بجنگ تا بجنگیم و ببینیم در پایان حکومت فاسد و ظالم شما پیروز میشود یا جبهه بر حق ما . 
سخنی هم با شما جوجه بسیجی های دانشجو دارم . بدانید از اول مهر 1388 شما ها دیگر هیچ جایی در دانشگاه ها ندارید و باید دمتان را روی کولتان بگذارید و فرار کنید چون شماها نیز خواسته یا ناخواسته در این جنایتهای اخیر سهیم بوده اید و دانشگاه جای مزدوران و جنایتکاران نیست و بدانید همان رفتاری که با اربابانتان کردیم و خواهیم کرد با شما نیز میکنیم . مرگ یکبار و شیون یکبار . برای ما حجت تمام شده است و دیگر باید به وظیفه انسانی و وجدانی خودمان عمل کنیم و ازروز بازگشایی دانشگاهها به آن عمل خواهیم کرد .



عملیات روانی - جنگ روانی - چیست ؟








سازمانهای عملیات روانی و اهدافشان

در تمامی سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی بخشی بنام عملیات ( جنگ ) روانی وجود دارد که در این بخش مجموعه ای از نخبگان و اساتید روانشناسی و جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی و کارشناسان علوم سیاسی و رسانه ای و.... وجود دارند . هدف این سازمانها تاثیر گذاری بر روی افکار عمومی و آرا و تفکرات نخبگان و سیاسیون و هدایت این افکار و اندیشه ها در جهت اتخاذ تصمیمات مورد نظر میباشد ( در کشور مطبوع ودر سایر کشورها ) . این ادارات از هر گونه ابزار و وسیله ای که بشود با آن افکار هدف را تحت کنترل گرفت استفاده میکند ( مثل رادیو و تلویزیون و کانالهای ماهواره ای و سایتها و وبلاگها و اتاقهای گفتگو و روزنامه ها و مجلات و بلوتوث و شبنامه و دیوار نویسی و سخنرانی نخبگان و اندیشمندان و خطبا و ائمه نماز جمعه .... ) .


ساختار سازمانهای عملیات روانی

این ادارات از دوبخش مجزا و مرتبط باهم تحت عنوان بخش تک ( حمله روانی ) و بخش پاتک ( ضد حمله یا دفاع روانی ) تشکیل شده است اگر عرصه مقابله روانی را به یک میدان جنگ تشبیه کنیم نیروهای تک ( حمله روانی ) همانند نیروهای مخصوص ( تکاوران ) و یگان زرهی آفندی (تانکهای تیز رو) و قواصها و تفنگداران دریایی و هواپیماهای بمب افکن باید به نقاط حساس و استراتژیک دشمن حمله کنند و باعث ایجاد اختلال در آرایش نظامی و لجستیک و فرماندهی حریف شوند در حکومت اسلامی این وظیفه بعهده روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس و ایرنا و سایتهای امثال رجانیوز واکثر بخشهای خبری صدا و سیما مخصوصا 30/20 کانال دو و خبر 20 شبکه خبر میباشد این ابزارهای رسانه ای معمولا تابو شکن هستند ( البته تابوهای حریف را میشکنند ) واز هرگونه رفتار و اعمالی که آنها را به اهدافشان نزدیکتر کند چشم پوشی نمی کنند ( هدف وسیله را توجیه میکند ) بعد از اینکه یگان تک روانی عملیاتش را به اتمام رساند ( البته بصورت موضعی و موقت تا ماموریت بعدی ) یگان پاتک روانی برای جلوگیری از حمله متقابل دشمن سوارکار میشود ( یگان پاتک روانی را نیز میشود به یگانهای پیاده و زرهی و توپخانه و ناوشکنها و هواپیماهای شکاری تشبیه کرد ) . یگان پاتک روانی حکومت اسلامی : سخنرانی های سید علی خامنه ای و خطبای نماز جمعه و سران اقتدار گرایان و کلیه برنامه های تحلیلی و گزارشی صدا و سیما و روزنامه های ایران و رسالت – که در عمیات تک روانی نیز شرکت دارند - سایتهایی مثل تابناک و الف و..... نام برد .

تاکتیکهای جنگ روانی

1- تاکتیک نشتهای هدایت شده : افشاگری کنترل شده اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده برای مدیریت عکس العمل حریف و تضعیف مواضعش ( مثال افشای رابطه کشور اسراییل با بعضی از کشورهای اسلامی توسط موساد )

2- تاکتیک انکار : تکذیب و غیر واقعی خواندن حوادث روی داده ( واقعی ) برای خرید زمان در جهت مدیریت و کنترل بحران و یا انکار یک رویداد برای رفع مسولیت از خود ( مثال : تکذیب تجاوز به بازداشت شدگان کهریزک توسط لاریجانی و سایر سران اقتدار گرا و یا ماجراهای واتر گیت و ایران کنترا )

3- تاکتیک مجاری دوگانه : ارسال پیامهای متناقض برای درک واکنش حریف و خرید زمان ( مثال : پرونده هسته ای ایران - وزارت خارج : مذاکره میکنیم .... سپاه پاسداران : غنی سازی را متوقف نمیکنیم )

4- تاکتیک تبخیر : انتشار شایعات بی اساس برای کم کردن حقایق ( مثال : انتشار شایعه کشته شده نوجوان 12 ساله در بهشت زهرا و سپس افشای این دروغ توسط خود حکومت برای تحت شعاع قرار دادن سایر حقایق )

5- تاکتیک موجی : انتشار پر حجم اطلاعات در مورد یک واقعه ( یا نقیض همان واقعه ) برای غرق کردن ذهن کنجکاو افکار عمومی ( مثال : بحث عدم تقلب در انتخابات اخیر در تمامی برنامه های صدا و سیما و روزنامه ها و سایتها و خبرگزاری های حکومتی و خطبه های نماز جمعه و مصاحبه ها با افراد شاخص در جهت اقناع افکار عمومی مبنی بر تقلبی نبودن انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری )

6- تاکتیک قطره چکانی : افشای ذره ذره اطلاعات به رسانه ها در جهت خسته و بی تفاوت کردن افکار عمومی نسبت به یک واقعه ( مثال : افشای جنایات کهریزک - خامنه ای زندان کهریزک را میبندد آنگاه اذهان عمومی کنجکاو میشود که در آنجا چه اتفاقی افتاده است و بعد از آن تاکتیک قطره چکانی بصورت پاس کاری بین سردار رادان و احمدی مقدم اجرا میشود - بصورت تکذیب . تایید . تخفیف . تایید و ... - و سرانجام آن جنایت ها به رفتار خارج از عرف 12 نفر از پرسنل زندان کهریزک تقلیل می یابد وعنوان میشود جانباخته گان نه بر اثر شکنجه که بدلیل مننژیت کشته شده اند ! )

7- تاکتیک مجاری مخفی : افشاگری رسانه های گروهی خاص که از منبع نامشخص اطلاعات افشاگرایانه دریافت میکنند . ( مثال : انتشار صحبتهای جلسات اصلاح طلبان که توسط اطلاعات سپاه یا وزارت اطلاعات شنود شده است توسط روزنامه کیهان یا خبرگزاری فارس )


روشهای مقابله با جنگ روانی :

بهترین روش برای مقابله با جنگ روانی این است که , قبل از اینکه دشمن بخواهد با استفاده از تاکتیک های بالا بر علیه شما وارد عملیات روانی شود شما پیش دستی کرده و همان روشها را برعلیه خودش اجرا کنید یعنی همیشه در موضع تهاجمی باشید نه تدافعی .

توصیه های کوروش کبیر به ملت ایران






اينک که من از دنيا مي روم ، بيست و پنج کشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين
کشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در اين کشورها
داراي احترام هستند و مردم آن کشورها نيز در ايران داراي احترامند
، جانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشورها کوشا
باشد و راه نگهداري اين کشورها اين است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .



اکنون که من از اين دنيا مي روم تو دوازده کرور در يک زر ( بيش از ترليون )در خزانه داري و اين زر يکي از
ارکان قدرت تو مي باشد ، زيرا قردت پادشاه فقط به شمشير نيست
بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش تو بايد به
اين خزانه بيفزايي نه اين که از آن بکاهي ، من نمي گويم
که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين زر در
خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن
برداشت کنند ، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه برگردان .



مادرت آتوسا ( دختر کوروش کبير ) برگردن من حق دارد پس
پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم
کن.



ده سال است که من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را که
از سنگ ساخته مي شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و
چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد
و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين که فاسد شود و تو بايد يعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين که همواره آذوغه دو يا
سه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين
که غله جديد به دست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين
کسري خوار و بار استفاده کن و غله جديد را بعد از اين که
بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوغه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت و لو دو يا سه سال پياپي خشک سالي شود .



هرگز دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو
کافي است ، چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي
بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمايند
نخواهي توانست آنها را مجازت کني چون با تو دوست اند وتو ناچاري
رعايت دوستي نمايي
.



کانالي که من مي خواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام
کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد ، تو
بايد آن کانال را به اتمام رساني و عوارض عبور کشتي ها از آن
کانال نبايد آن قدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند
.



اکنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ، نظم و امنيت بر قرار کند ، ولي فرصت نکردم سپاهي به
طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني ، با
يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان
که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند .



توصيه ديگر من به تو اين
است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم درغگو را از خود بران . هرگز عمال ديوان را بر مردم
مسلط مکن و براي اين که عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند ،
قانون ماليات را وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي
کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حکومت زياد با
مردم ماس نخواهند داشت .



افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نکن ، اگر با آنها بد رفتاري
نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در ميدان
جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي
آن ها اين طور خواهد بود که دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند .



امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم و عقل
آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با
اطمينان بيشتري حکومت خواهي کرد .



همواره حامي کيش يزدان پرستي باش ، اما هيچ قومي را مجبور
نکن که از کيش تو پيروي نمايد و پيوسته و
هميشه به خاطر داشته باش که هر کسي بايد آزاد باشد تا از هر کيشي
که ميل دارد پيروي کند .



بعد از اين که من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم
کردم برمن بپيچان و در تابوت قرار بده و در قبر بگذار ، اما
قبرم را مسدود مکن تا هر زماني که مي تواني وارد قبر شوي و تابوت
سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي که من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج کشور سلطنت مي کرد ?مردم و تو نيز
خواهيد ?مرد زيرا که سرنوشت آدمي اين است که بميرد ، خواه پادشاه بيست و پنج کشور باشد ،
خواه يک خارکن و هيچ کس در اين جهان باقي نخواهد ماند ، اگر تو هر
زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا
ببيني ، غرور و خود خواهي بر تو غلبه نخواهد کرد ، اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي ، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد
تا اينکه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند .



زنهار ، زنهار ، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو ، اگر از کسي ادعايي داري موافقت کن يک
قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر
کند ، زيرا کسي که مدعي است اگر قضاوت کد ظلم خواهد کرد .



هرگز از آباد کردن دست بر ندار ، زيرا که اگر از آباد کردن
دست برداري کشور تو رو به ويراني
خواهدگذاشت ، زيرا قاعده اينست که وقتي کشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود ، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهر سازي را
در درجه اول قرار بده .



عفو و دوستي را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولي عفو بايد فقط
موقعي باشد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به
ديگري خطايي کرده باشد و تو عفو کني ، ظلم کرده اي ، زيرا حق
ديگري را پايمال نموده اي .



بيش از اين چيزي نمي گويم ، اين اظهارات را با حضور کساني که غير تو اينجا حاضراند کردم تا
اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را کرده ام و اينک
برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي کنم مرگم نزديک شده است.

راه های مقابله با هکرها

همان طور که راههای زیادی برای هک کردن وجود دارد راههای زیادی نیز برای مقابله با آن نیز وجود دارد که تعدادی از آنها عبارتند از:
▪ استفاده از یک فایر وال به روز شده.
▪ استفاده از یک آنتی ویروس به روز شده.
▪ استفاده از یک اسپای ویر به روز شده.
▪ استفاده از یک آنتی بوتر به روز شده.
▪ اگر از برنامه های مسنجر استفاده می کنید باید جدیدترین آنها را استفاده کنید یا آنها را به روز کنید.
▪ از جدیدترین اینترنت اکسپلورر یا وب برزرهای جدید دیگری استفاده کنید.
▪ ویندوز و نرم افزارهای آن را به روز کنید یا از جدیدترین آنها استفاده کنید.
▪ تا آنجایی که ممکن است وارد صفحات پاپ-آپ نشوید.
▪ هیچ گاه حتی کوچک ترین اطلاعاتی از سیستم خود را به دیگران ندهید.
▪ ار هیچ فردی در اینترنت فایل قبول نکنید.
▪ هیچ گاه از کسی به هیچ وجه لینک قبول نکنید.
▪ هیچ گاه از پسورد های ساده استفاده نکنید.
▪ هیچ گاه حتی پسورد های یوزر های خود را نیز به کسی ندهید.
▪ در اول پسورد هایتان از یک کاراکتر # استفاده کنید.
▪ در آخر پسورد هایتان از چند کاراکتر خالی استفاده کنید.
▪ هیچ گاه پسورد هایتان اسم یک آشنا، روز تولد، شمارهی شناسنامه نباشد.
▪ هیچ گاه در کافی نت ها ویا خانه ی دیگران وارد اکانت های خود نشوید.
▪ اگر در خواستید در خانه ی دیگران وارد مسنجر ها شوید بعد از اتمام کار خود یک بار یک یوزر و پسورد الکی را وارد کنید.
▪ اگر در اینترنت احساس کردید چراغ هارد کامپیوتر تان زود روشن و خاموش می شود یکبار از اینترنت خارج شوید و دوباره وارد شوید.
▪ به هشدار های نرم افزار های امنیتی خود توجه کنید.
▪ در چت روم ها هیچ گاه با کسی درگیر نشوید.
▪ هیچ گاه از تهدیدات الکی کسی نترسید.
عاقل و آگاه و هوشیار باشید.
فکر کنم تقریبا با هک آشنا باشید و نیازی به تعریف آن نباشد. هکرها ممکن است اهداف گوناگونی داشته باشند اما در یک هدف مشترکند و آن هم سرقت اطلاعات است حال به هر شیوه و روشی .
فرض کنید وبلاگی دارید که ماه ها برای آن زحمت کشیده اید و وقت گذاشته اید، یک روز هنگام مراجعه در می یابید که وبلاگتان را کس دیگری مدیریت می کند و خلاصه کلام اینکه وبلاگتان هک شده است.
لابد از خود می پرسید مگر می شود؟ چطوری ؟ از کجا ؟ و ...
حال می خواهم چندین نکته را برایتان بازگویم تا با رعایت آنها کمتر در معرض هک قرار بگیرید.
۱) ایمیل:
هکر ها معمولا برای قربانی خود ایمیل می فرستند تا با باز شدن آن و دانلود محتویات آن در سیستم قربانی به جاسوسی در بپردازند.
▪ روش مقابله :
۱-۱) عناوین: ممکن است در قسمت Sender ایمیل، نام یکی از دوستان اینترنتی و یا غیر اینترنتی و حتی خودتان باشد مثلا من دوستی دارم به نام Smallking بعد می بینیم که در Inbox ام با نام ایشان برای من ایمیل فرستاده اند که من بازش کنم. فارغ از این مورد، برای خود من ایمیل های بسیاری با Subject ، Ravannegar@yahoo.com و Ravannevis می آید.
▪ حالا چطوری می شود فهمید که ایمیل از سوی دوست مورد اعتماد ماست:
- توصیه می کنم که ID تمامی دوستان خود و همچنین ID خود را به لیست Address Book ایمیل اضافه کنید تا اگر از سوی آن IDها ایمیلی دریافت کردید با دیدن آیکون مخصوص Address Book در کنار ایمیل اطمینان حاصل کنید که واقعا از جانب دوست شماست.
۱-۲) ببینید که آیا فایل ضمیمه ای هم همراه ایمیل است؟
در حال حاضر بیشتر ایمیل های آلوده در Range (محدوده) ۶۳ و ۶۴ کیلوبایتی است. سعی کنید کمتر از این گونه ایمیل ها با هر عنوانی باز کنید. سال پیش در محدوده ۴۲ تا ۴۳ کیلوبایت بود.
اکثر ایمیل های آلوده، ضمیمه فایل برای دانلود دارند.
۱-۳) ایمیل های ناشناخته را از سوی اشخاص ناشناخته باز نکنید. گاها در ایمیل ها از عناوین تحریک کننده استفاده می شود حتی الامکان از باز کردن این ایمیل ها خودداری کنید.
۲ ) اماکن و سایت های عمومی:
به هیچ عنوان در سایت ها عمومی و کافی نت ها، ایمیل، وبلاگ و خلاصه هر چیزی را که با پسورد شخصی شما در ارتباط است ، باز نکنید. مگر اینکه به سلامت اماکن مذکور ایمان داشته باشید، زیرا هکرها با سرور قرار دادن کامپیوتر و نصب نرم افزار مربوطه، هر پسوردی را که روی آن سیستم چک می شود بدست می آورند.
● نکات عمومی در مورد پسورد:
۱) سعی کنید که پسوردتان تلفیقی از کاراکترهای مختلف باشد مثلا ارقام، حروف، پرانتز و ...
۲) هر چند وقت یک بار پسورد خود را عوض کنید.
۳) ایمیل هایی که از سوی سرورها پیرامون Change Password فرستاده می شود که حاوی پسورد شماست پاک کنید.
۴) پسورد وبلاگ و ID وبلاگتان به هیچ عنوان یکسان نباشد.
۵) پسورد خود را در برابر چشمان نامحرم نزنید (من خودم چندین مورد را سراغ دارم که اینگونه هک شده اند.)
۶) از شماره شناسنامه و یا شماره تلفن و یا شماره دانشجویی و در کل شماره هایی که عمومیت دارند و ممکن است دیگران نیز خبر داشته باشند به عنوان پسورد استفاده نکنید .
۷) از اسامی خاص محبوبتان مثل : "سینما" ، "آسمان" و ... استفاده نکنید.
۸) پسوردتان را فقط روی ذهنتان بنویسید و آن را هیچ کجای دیگری ذخیره نکنید.
۹) برای هر ID و یا وبلاگ خود پسورد مجزایی داشته باشید.
۱۰) ایمیل هایی را که حاوی خوش آمدگویی عضویت در سایت است و پسورد شما نیز در آن آورده شده است در سیستم شخصی تان Save کرده و از روی سرور پاک کنید.
۱۱) در هر سایتی ثبت نام نکنید و ایمیل اصلی تان را به آنها ندهید، اکثر سایت ها از ایمیل شما سوءاستفاده می کنند.

منبع:http://www.aftab.ir/lifestyle/view.php?id=87981

ض منن چند نکته که بنظر من تو اینجا بهش اشاره نشده رو من میگم:
1 هیشه قسمت ادرس را نگاه کنید واگر ادرسی به جز mail.yahoo.comیاyahoo.com بود پسورد خود را وارد نکنید چون ان یک صفحه تقبی است
2 هرگز فریب افرادی که ادعا دارند پسوردتان به ما بدهید هک نشوید را نخورید
هرگز فایل هایی که پسوندی عجیب مانند jpeg.exe رادارد را دانلود نکنید از فایروال استفاده کنید
الان ویروس هایی که برنامه سبزاواری می سازد 5 کیلوبایت است پس فایروال را اپدیت کنید

عکس و فیلم شکنجه زن سعید امامی


سعید امامی این سخنرانی را در سال 1375 در دانشگاه همدان در برابر جمعی از بسیجی های دانشجونما ایراد کرد . وی در این زمان معاون امنیتی علی فلاحیان و از مشاوران حوزه وزارتی , وزارت اطلاعات بود . در این سخنرانی سعید امامی خط و مشی وزارت اطلاعات در رابطه با نحوه برخورد با اپوزیسیون را به روشنی مطرح میکند و همچنین از روشها و تاکتیکهای وزارت اطلاعات در برخورد با مسایل امنیتی پرده بر میدارد .


بخش اول

بخش دوم

بخش سوم




این فیلم توسط خود بازجویان بصورت مخفیانه گرفته شده است

کل فیلم با فرمت RealPlayer حجم 21 مگابایت

http://images.indymedia.org/imc/uk/iran_full_edit_smalldownl.rm





فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)
در فیلم میبینید که آنقدر به کف پایش شلاق زده اند که نمیتواند بدرستی راه برود



“احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛
و فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)
در اینجا بازجویان با هم چانه میزنند که زن سعید امامی 50 ضربه شلاق بخورد یا 70 تا یا بیشتر یا اقرار کند که به اسراییل رفته و روابط نامشروع ( با مصطفی کاظمی و دیگران) داشته و ...



با دایره مشخص شده : “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛



ایستاده سمت چپ : “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛
نشسته : فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)
ایستاده سمت راست :“احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛
در اینجا بازجویان میخواهند زن سعید امامی را به اطاق شکنجه ببرند و فهیمه نوگورانی به
آنها التماس میکند



ایستاده سمت راست :“جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛
در اینجا بازجویان میخواهند زن سعید امامی را به اطاق شکنجه ببرند و فهیمه نوگورانی به آنها التماس میکند



نشسته از پشت سر:“جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛
نشسته روبرو:فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)




نشسته از پشت سر:“جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛
نشسته روبرو:فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)
در فیلم میبینید که جواد آزاده زن سعید امامی را ماده سوسک خطاب میکند و دایما وی را با دمپایی میزند



یکی از ماموران تاریخ مصرف گذشته وزارت اطلاعات



یکی از ماموران تاریخ مصرف گذشته وزارت اطلاعات



یکی از ماموران تاریخ مصرف گذشته وزارت اطلاعات



یکی از ماموران تاریخ مصرف گذشته وزارت اطلاعات



مصطفی موسوی ( کاظمی ) از معاونان و کارمندان ارشد وزارت اطلاعات و همدست و
معاون سعید امامی درانجام قتلهای زنجیره ای



سعید امامی ( اسلامی ) معاون امنیتی و قائم مقام و مشاور ویژه وزارت اطلاعات
فرمانده عملیات و سرپل قتلهای زنجیره ای



سعید امامی ( اسلامی ) معاون امنیتی و قائم مقام و مشاور ویژه وزارت اطلاعات
وفرمانده عملیات و سرپل قتلهای زنجیره ای



قبرسعید امامی ( اسلامی ) معاون امنیتی و قائم مقام و مشاور ویژه وزارت اطلاعات و
فرمانده عملیات و سرپل قتلهای زنجیره ای
-
-
-
-
-
عکس ماموران وزارت اطلاعات ...... عکس سعید امامی ( اسلامی ) ..... عکس مصطفی موسوی ( کاظمی ) .... عکس فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی) .... عکس “احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛ .... عکس “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛ ..... عکس “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛ .... عکس ماموران وزارت اطلاعات ...... عکس سعید امامی ( اسلامی ) ..... عکس مصطفی موسوی ( کاظمی ) .... عکس فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی) .... عکس “احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛ .... عکس “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛ ..... عکس “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛ .... عکس ماموران وزارت اطلاعات ...... عکس سعید امامی ( اسلامی ) ..... عکس مصطفی موسوی ( کاظمی ) .... عکس فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی) .... عکس “احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛ .... عکس “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛ ..... عکس “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛ ....


دانلود سخنرانی سعید امامی در دانشگاه همدان


سعید امامی این سخنرانی را در سال 1375 در دانشگاه همدان در برابر جمعی از بسیجی های دانشجونما ایراد کرد . وی در این زمان معاون امنیتی علی فلاحیان و از مشاوران حوزه وزارتی , وزارت اطلاعات بود . در این سخنرانی سعید امامی خط و مشی وزارت اطلاعات در رابطه با نحوه برخورد با اپوزیسیون را به روشنی مطرح میکند و همچنین از روشها و تاکتیکهای وزارت اطلاعات در برخورد با مسایل امنیتی پرده بر میدارد .


بخش اول

بخش دوم




این فیلم توسط خود بازجویان بصورت مخفیانه گرفته شده است

کل فیلم با فرمت RealPlayer حجم 21 مگابایت

http://images.indymedia.org/imc/uk/iran_full_edit_smalldownl.rm





فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)
در فیلم میبینید که آنقدر به کف پایش شلاق زده اند که نمیتواند بدرستی راه برود



“احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛
و فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)
در اینجا بازجویان با هم چانه میزنند که زن سعید امامی 50 ضربه شلاق بخورد یا 70 تا یا بیشتر یا اقرار کند که به اسراییل رفته و روابط نامشروع ( با مصطفی کاظمی و دیگران) داشته و ...



با دایره مشخص شده : “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛



ایستاده سمت چپ : “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛
نشسته : فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)
ایستاده سمت راست :“احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛
در اینجا بازجویان میخواهند زن سعید امامی را به اطاق شکنجه ببرند و فهیمه نوگورانی به
آنها التماس میکند



ایستاده سمت راست :“جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛
در اینجا بازجویان میخواهند زن سعید امامی را به اطاق شکنجه ببرند و فهیمه نوگورانی به آنها التماس میکند



نشسته از پشت سر:“جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛
نشسته روبرو:فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)




نشسته از پشت سر:“جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛
نشسته روبرو:فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی)
در فیلم میبینید که جواد آزاده زن سعید امامی را ماده سوسک خطاب میکند و دایما وی را با دمپایی میزند



یکی از ماموران تاریخ مصرف گذشته وزارت اطلاعات



یکی از ماموران تاریخ مصرف گذشته وزارت اطلاعات



یکی از ماموران تاریخ مصرف گذشته وزارت اطلاعات



یکی از ماموران تاریخ مصرف گذشته وزارت اطلاعات



مصطفی موسوی ( کاظمی ) از معاونان و کارمندان ارشد وزارت اطلاعات و همدست و
معاون سعید امامی درانجام قتلهای زنجیره ای



سعید امامی ( اسلامی ) معاون امنیتی و قائم مقام و مشاور ویژه وزارت اطلاعات
فرمانده عملیات و سرپل قتلهای زنجیره ای



سعید امامی ( اسلامی ) معاون امنیتی و قائم مقام و مشاور ویژه وزارت اطلاعات
وفرمانده عملیات و سرپل قتلهای زنجیره ای



قبرسعید امامی ( اسلامی ) معاون امنیتی و قائم مقام و مشاور ویژه وزارت اطلاعات و
فرمانده عملیات و سرپل قتلهای زنجیره ای
-
-
-
-
-
عکس ماموران وزارت اطلاعات ...... عکس سعید امامی ( اسلامی ) ..... عکس مصطفی موسوی ( کاظمی ) .... عکس فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی) .... عکس “احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛ .... عکس “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛ ..... عکس “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛ .... عکس ماموران وزارت اطلاعات ...... عکس سعید امامی ( اسلامی ) ..... عکس مصطفی موسوی ( کاظمی ) .... عکس فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی) .... عکس “احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛ .... عکس “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛ ..... عکس “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛ .... عکس ماموران وزارت اطلاعات ...... عکس سعید امامی ( اسلامی ) ..... عکس مصطفی موسوی ( کاظمی ) .... عکس فهیمه دری نوگورانی زن سعید امامی (اسلامی) .... عکس “احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی”؛ .... عکس “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری”؛ ..... عکس “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی”؛ ....

آموزش کامل ساخت اسپري فلفل در منزل

منبع : ارتش سبز آزادی بخش ایران

1- دو قاشق غذاخوري فلفل قرمز را درون يک ظرف شيشه اي کوچک ريخته و روي آن را با الکل سفيد بپوشانيد (يعني آنقدر الکل بريزيد که روي فلفل را بپوشاند.)

2- حدود نيم سانتيمتر روغن بچه (براي روغن بي بي يا Baby Oil مي توانيد از روغن بچه با نام Baby Oil Johnson که در داروخانه ها پيدا مي شود استفاده کنيد) به آن اضافه کرده و با يک قاشق آنرا کاملا هم بزنيد (جهت نتيجه بهتر مي توانيد از همزن برقي نيز استفاده کنيد).

3- سپس مخلوط را از يک صافي ريز يا دستمال نازک (يا جوراب زنانه) عبور داده و صاف کنيد.

4- مايع صاف شده را داخل يک ظرف اسپري دار (مثل ظروف مايع شستشوي لنز، آبپاش سلمانيها يا حتي دستگاه سم پاشي درختان!) بريزيد و از آن براي دفاع شخصي استفاده کنيد.

5- پس از تهيه محلول حتما به دنبال وسيله اي باشيد که محلول اسپري شما را با برد بيشتري پاشش نمايد .


«بدون شرح!!!»

ويدئوهاي زير مراحل ساخت اسپري فلفل خانگي را به شما آموزش مي دهند:


به ياد داشته باشيد تا آنجا که ممکن است مرتکب خشونت نشويد، بگذاريد خشونت وصله‌‌ي تن حکومت زور باشد.

اما گاهي در مواقع خاص، دفاع از خود و ديگران که در معرض خطر هستند جايز است. مطلب زير را بخوانيد:

گزارش يک شاهد عيني از تجمعات اعتراضي مردم در ۱۸ تير ۸۸ در تهران
يکي از بسيجي‌ها داشت مرد بي‌چاره را که قلبش مثل گنجشک مي‌زد به سمت موتور رفيقش مي‌برد. مردم سعي کردند از دست اون بيرونش بيارند ولي بسيجي با کمال وقاحت اسپري فلفل را از جيب بيرون آورد به سمت مردم پاشيد تقريبا داشت مرد را مي‌برد و با تجربه‌اي که از سال‌هاي قبل داشتم مي‌دانستم چه بر سر او خواهد آمد همين‌طور سر دوستان داد مي‌زدم که کاري کنيد که يک‌باره يک جوان تقريبا ۱۸ ساله که انگاري فرشته نجات باشد از اون طرف خيابان دوان دوان خود را به بسيجيه رساند و خودش را انداخت روي بسيجيه و با اسپري فلفلي که داشت مقابله به مثل کرد و دقيقا تو چشم‌اش زد! بسيجي داد زد آي کور شدم کور شدم! مرد را رها کرد و داد زد "سيد بيا من رو ببر... زود باش" تا سيد بيايد و بسيجي سوار شود کتک بود که مي‌خورد و بالاخره توانست از ميان مردم بگريزد و با رفيقش فرار کند. مرد رها شده و راننده پيکان که انگاري دنيا را به آنها داده باشند هم از راه ديگري رفتند! مردم هم چنان از اين حرکت خود و آن جوان احساس شعف داشتند تو گويي قدرتي دوباره يافته‌اند و به سمت تجمع حرکت کردند..........!


تهيه وسايل دفاع شخصي نظير شوکر و اسپري فلفل از بازار


انواع افشانه دفاع شخصي (اسپري فلفل)، انواع الکترو شوکر برقي، انواع الكترو شوكر پرتابي، انواع دستبند فلزي، انواع جليقه ضد گلوله و ... اينها وسايل دفاع شخصي هستند که با اندکي جستجو در بازارهاي مختلف مي توانيد آنها را تهيه نماييد و در شرايط مختلف از آنها استفاده نماييد و در مقابل حمله ناجوانمردانه نيروهاي سرکوبگر، از خود و خانواده و اطرافيانتان محافظت کنيد.
با اندکي پُرس و جو در اطرافتان مي توانيد افرادي که به عرضه چنين وسايلي اقدام مي کنند را يافته و از آنها خريد نماييد. مخصوصا افرادي که به غرب کشور يا خارج از کشور سفر مي کنند به راحتي مي توانند چنين وسايلي را براي خود تهيه کنند و به داخل بياورند.

جليقه ضد گلوله

اسپري فلفل فندکي

اسپري فلفل


شوکر الکتريکي

دستبند

باتوم


ماجرا زن حاج آقا و مرد نابینا !

يه روز يه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و ديگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش. تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بريزه رو سرش که شنيد زنگ در خونه رو می زنند. تند و سريع لباسش رو می پوشه و می ره دم در و می بينه که حاجی براش توسط يکی از شاگردهاش ميوه فرستاده بوده.
دوباره ميره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بينه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه می ره دم در و می بينه اينبار پستچی اومده و نامه آورده. بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بينه حسن آقا کوره ست.
بنابراين با خيال راحت همون جور لخت و پتی می ره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.حاج خانوم هم خيالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بياد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قديمی حاج آقا و حاج خانوم بوده.
درضمن حاج خانوم می بينه که حسن آقا با يه بسته شيرينی اومده بنده خدا. تعارفش می کنه و راه ميافته جلو و از پله ها می ره بالا و حسن آقا هم به دنبالش. همون طور لخت و عريون ميشينه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. مي گه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی!
اين طرفا؟ حسن آقا سرخ و سفيد می شه و جواب می ده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اينم شيرينی اش که آوردم خدمتتون .....

چرا مسلمانان اینقدر گناه میکنند ؟


"خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است .
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم , دین ها و آیین ها دیده ام . از "غوتمه ( بودا ) "در خاورزمین تا "مانی ایرانی" در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند .
آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد .
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این " اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند .
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان ....

قاضی حسن زارع دهنوی - حداد









از دهه1360 تا كنون نام قاضي حداد(حاج حسن زارع دهنوي) براي زندانيان سياسي طنيني وحشت آور دارد. نامي در كنار لاجوردي و از چهره‌هاي مخوف كشتار و شكنجه زندانيان. شهوت كشتار در اين قاضي دست پروردة لاجوردي به حدي است كه در بين همكاران خود نيز به بيمار رواني(موجي بودن) مشهور است. قاضي حداد عادت ندارد حكمهاي فله‌يي خود را به متهمان ابلاغ كند.

حداد دانشجوي رشتة حقوق دانشگاه ملي بود و از همان دانشگاه فارغ التحصيل شد. او كارش را در دادستاني تحت رياست لاجوردي، در دهه 60 آغاز كرد. و در سالهاي بعد از جمله دادياران اصلي قتل عام زندانيان سياسي در نسل‌كشي سياه سال67 بود. شكنجه‌گري و صدور احكام متعدد اعدام تا سال68 ادمه يافت. در اين سال قاضي حداد «به دليل فساد مالي و اخلاقي»، كه‌البته چند و چونش هرگز فاش نشد، از اوين به‌ «ستاد اجرايي فرمان حضرت امام» منتقل شد و به بررسي املاک مصادره پرداخت. آن‌جا هم بعد از رو شدن مقدار زيادي از اختلاسها و دزديهايش اخراج و به دادگاههاي انقلاب نقل مكان كرد. قاضي حداد بركرسي رياست شعبة 26 اين دادگاهها تكيه زد و به صدور حكم اعدامهاي بي مرزش ادامه داد. خود او در گفتگو با خبرگزاري حكومتي ايرنا گفته‌است: «با توجه به‌اين كه در شعبه۲۶ دادگاه‌انقلاب اكثر پرونده‌هاي امنيتي مطرح بود و من نيز فعاليت روي پرونده‌هاي امنيتي را آموخته و با جريانهاي ضد انقلاب و گروههاي سياسي آشنا بودم، علي‌رغم اين كه مسئوليت سخت و پراضطرابي بود، آن را پذيرفتم». او نه تنها به بيرحمي در مورد زندانيان مجاهد و مبارزه مشهور است كه يكي از مهره‌هاي مؤثر ولي فقيه براي تصفيه حسابهاي باندهاي ديگر رژيم به حساب مي‌آيد. او با قاطعيت و شقاوت بسياري از مخالفان درون حكومت را منكوب و از حقوق اجتماعي و حتي كار در دستگاههاي دولتي محروم كرده‌است. با امضا و تصميم حداد است كه بسياري از نشريات حكومتي تعطيل شده‌اند.

حكمهاي سنگين اعدامي كه حداد صادر مي‌كرد، ابتدا در مورد قاچاقچيان مواد مخدر و اجناس عتيقه‌ بود. اما با توجه به گفته‌اكبر گنجي كه نوشته بود «ترانزيت اصلي و عمده حمل مواد مخدر در كشور در دست وزارت اطلاعات است» بسياري معتقدند كه‌اين شدت عمل، بيشتر براي حذف رقيبان وزارت اطلاعات بوده‌است.

در هرصورت اين اقدامات به زودي ماهيت اصلي خود را نشان داد. قاضي حداد پرونده دانشجويان معترض در 18تير78 و تظاهرات آنان را به دست گرفت و چنان احكام سنگيني صادر كرد كه فغان همه‌از دستش بالا گرفت. در اين سالها بود كه رسيدگي به پرونده‌هاي مهمي در ارتباط با فعاليتهاي تشکلها و جريانهايي مانند نهضت آزادي ايران، جنبش مسلمانان مبارز، ائتلاف ملي مذهبيها، جبهه ملي ايران، جبهه متحد دانشجويي، جبهه دمکراتيک ايران، دفتر تحکيم وحدت، حزب ملت ايران، سازمان مجاهدين خلق ايران ، جندالله، انجمن پادشاهي ايران و غيره بر عهده‌ او بود.

قاضي حداد در اين سمت به قتل‌عام اعضاي گروه جندالله ، پرونده دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب ، سرکوب فعالان جنبش زنان ، سنديکاي کارگران شرکت واحد ، صدور حکم اعدام اعضاي حزب حيات آزاد کردستان و صدها احضار و بازداشت فعالان مدني مبادرت كرد.

در 19تير85 حداد از سوي قاضي سعيد مرتضوي، دادستان عمومي و انقلاب تهران، به معاونت امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران منصوب شد. سعيد مرتضوي در مراسم توديع حداد گفت: «مسايل امنيتي, جاسوسي، براندازي و برهم زدن نظام و آسايش عمومي از جمله توطئه‌‏هاي دشمنان است كه بايد با قاطعيت با اين جرايم برخورد كرد. ... كشورهاي استعمارگر در حال حاضر براي از بين بردن يك كشور مورد نظر، تنها از سلاح و مهمات جنگي استفاده نمي‌‏كنند بلكه به شيوه‌‏هاي نوين جاسوسي و براندازي نيز متوسل مي‌‏شوند» سعيد مرتضوي اظهار اميدواري كرده‌است كه: « معاونت امنيت دادسراي تهران بتواند در حفظ نظم و امنيت اجتماعي و مقابله با توطئه‌‏هاي دشمنان با كمك معاون جديد خود (حداد) كه سابقه درخشاني در اين امر دارد، عملكرد مطلوبي را ارايه دهد» و «قضات معاونت امنيت تهران بايد با شيوه‌‏هاي مختلف و جديد مجرمين امنيتي آشنا شده و با برنامه‌‏ريزي و جمع‌‏آوري سوابق آنان و با همكاري وزارت اطلاعات و ساير ارگانها جلوي عملي شدن توطئه‌‏هايشان را بگيرند» (خبرگزاري ايلنا_تير85)

قاضي حداد يك سال بعد در 21تير86 در گفتگو با خبرگزاري ايرنا درباه بند209 گفت: «بند۲۰۹ زندان ‌اوين يکي از بهترين بازداشتگاههاي دنيااست، برخي زندانيان به ما مي‌گويند تا آنها را به‌اين بند زندان منتقل کنيم. بند ۲۰۹ به هيچ عنوان با زندانهاي ديگر قابل مقايسه نيست، اين بند به صورت کاملا مجهز نگهداري مي‌شود.

درموردسلول انفرادي هم آن طور که گفته شد، واقعاً اينطور نيست، در برخي موارد به دستور قاضي، متهمين امنيتي در سوئيتهاي مجهز براي مدتي محدود نگهداري مي‌شوند». براي درك درست ادعاي قاضي حداد بد نيست به يك نمونه‌اشاره كنيم. در جريان قيام تير78 نيروهاي سركوبگر انتظامي با حكم قاضي حداد به يك دانشجوي فعال به نام ميثم لطفي مراجعه كرده و او را دستگير كردند. شكنجه‌هاي وحشيانه براي گرفتن اعترافات آن چناني، در سوله‌هاي كهريزك و اوين و قزلحصار، شروع شد و در حين همين شكنجه‌ها بود كه از او مي‌خواستند به «تجاوز به عنف و حمل سلاح و قاچاق مواد مخدر ، و اخلال در نظم عمومي» اعتراف كند. قاضي حداد نام او را در ليست 7نفر از «اراذل و اوباش»ي قرار داد و حكم اعدام آنها را صادر كرد. رسوايي اين اقدامات ضدانساني تا بدانجا بالا گرفت كه بالاخره مجبور شدند پس از ماهها شكنجه بدون احراز حتي يك مورد از اتهامات با پرداخت 50ميليون تومان وثيقه آزاد كنند.

بايگانی وبلاگ


این وبلاگ به این آدرس خاکستر سوزان منتقل شده است لطفا از آن هم بازدید کنید .